نماز ستون دین است
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لوگو سایت مراجع تقلید
















دریافت کد
 لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
با احادیث
حدیث موضوعی
همراه با قران
آیه قرآن تصادفی
لینك مفید
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تاریخ
ذكر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
سخنان ائمه اطهار
اوقات شرعی
نظر سنجی
تماس با ما
تماس با ما
پخش زنده
پخش زنده حرم GET COD
نوای نماز
فیلمهای وبلاگ










دریافت کد
 لوگوی سایت مراجع معظم تقلید
روزشمار غدیر
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب

دست دادن,احکام دست دادن

حکم "دست دادن با نامحرم"

  

با این که دست دادن با جنس مخالف، شاید برای افراد بسیاری موجب تحریک شهوت نشود، اما افراد دیگری وجود دارند که با این مقدار ارتباط مختصر نیز تحریک می شوند، با توجه به این که در میان گروه اول نیز ممکن است اشخاصی باشند که با صمیمی نشان دادن خود، زمینه را برای ارتباطات نامشروع فراهم سازند.

بر این اساس، سزاوار است که از دست دادن با نامحرم که در زندگی اجتماعی نیز امری ضروری قلمداد نمی شود، خودداری نمود. خداوند متعال، بیشتر احکام شرعی را به صورت کلی وضع کرده و مصلحت عموم جامعه را در نظر گرفته، اگرچه ممکن است حکمت تشریع حکم شامل برخی افراد نشود. به عنوان نمونه، هر چند ممکن است دست دادن با زنان، هیچ احساس شهوانی را در برخی افراد کهنسال و یا میانسال ایجاد نکند، اما شارع مقدس، به دلیل ایجاد همین احساس، در بسیاری از مردم، حکم به حرمت چنین رفتاری داده باشد.

اما در خصوص تماس بدنی مرد و زن نامحرم و دست دادن و مصافحه کردن آنان با یکدیگر، مراجع بزر گوار تقلید به صورت کلی فرموده اند: دست دادن با نامحرم جایز نیست، مگر این که چیزی حایل و حجاب گردد، یا عناوین ثانویه ای مثل ضرورت صدق کند.


امام خمینی (رحمت الله علیه):
اشکال ندارد. ولی بنابراحتیاط واجب کف دست ارا فشار ندهند.


مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (حفظه الله تعالی):
لمس اگر با دستکش و مثل آن باشد و موجب مفسده نباشد حرام نیست وگرنه حرام است. شایان ذکر است؛ دست دادن با نامحرم (بدون پوشش) در هر صورت (چه با پیر و چه با جوان، چه در کشور های اسلامی و چه در کشورهای کفر و...) جایز نیست؛ و چنانچه همراه با نشان دادن این نکته باشد که به خاطر آیین و احکام دینی از مصافحه با نامحرم امتناع می ورزد و این امتناع او هیچ توهینی به کسی ولو در  برابر مردم نمی باشد و در ترک چنین حرامی حرجی نخواهد بود.

آیات عظام اراکی، تبریزی، خوئی (رحمت الله علیهم):
اشکال ندارد.


آیت الله بهجت (رحمت الله علیه):
خلاف احتیاط است


آیت الله سیستانی (حفظه الله تعالی):
مصافحه و دست دادن به نامحرم ، مطلقاً (چه با پیر و چه با جوان، چه در کشور های اسلامی و چه در کشورهای کفر و...) جایز نیست؛ ولی دست دادن به نامحرم با دستکش یا چادر، در صورتی که التذاذی در بین نباشد و خوف التذاذ و وقوع به حرام نباشد، مانع ندارد. بله؛ اگر ترک دست دادن با دستکش و امثالهم میسّر نبود، در صورتی که دست ندادن، وی را به ضرر و زحمت غیر قابل تحمّل بیندازد  دست دادن، فقط به اندازه ضروری جایز می شود.


آیت الله صافی گلپایگانی (حفظه الله تعالی):
اگر معرض ریبه و فساد باشد جایز نیست.


آیت الله فاضل لنکرانی (رحمت الله علیه):
حرام نیست.


آیت الله گلپایگانی (رحمت الله علیه):
بدون ریبه و تلذذ اشکال ندارد.


آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله تعالی):
چنانچه مفسده ای نداشته باشد جایز است ولی بهتر ترک آن در غیر موارد ضرورت است.


آیت الله نوری همدانی (حفظه الله تعالی):
درفرض سوال بدون ریبه و تلذذ و بدون فشار اشکال ندارد مگر اینکه تداوم و تکرار موجب مفسده باشد.


آیت الله وحید خراسانی (حفظه الله تعالی):
در فرض تلذذ و ترس وقوع در معصیت حرام است.


موضوع :
مباحث دینی , 

اگر به مقوله آرامش و آسایش وارد شویم خواهیم فهمید که آرامش را باید در روان و آسایش را در جسم جستجو کرد و به تحقیق در علم امروز هم ثابت شده است که توجه به روان بسیار بسیار مهم می باشد. بر همین اساس در ادامه به بررسی یکی از نشانه های سلامت روان از نگاه قرآن کریم می پردازیم.


آرامش روحی

هدف دین راهنمایی بشر برای دستیابی به سعادت یعنی آرامش و آسایش در دنیا و آخرت است و برای رسیدن به این هدف نیزباید هم به مسائل جسمانی و هم روانی توجه شود.

دربیان قرآن کریم نیز فرد سالم از نظر روانی کسی است که از ایمان در قلب برخوردار بوده و در رفتار تعادل داشته باشد.

حتما شما هم در میان اطافیان خود آدم های مختلفی را دیده اید که بعضی از آن ها در نگاه دیگران گویی از سلامت روان مناسبی برخوردار نیستند؛ افرادی که در شرایط مختلف توانایی مقابله و ارتباط برقراری صحیح با آن را ندارند.

از نظر قرآن مجید کسانی که در عقیده، کفر و در عمل نفاق را برگزیدند از سلامت روانی برخوردار نبوده و دچار بیماری روانی هستند: «فی قلوبهم مرض فزادهم‌الله مرضا» (بقره/ 10) روان رنجوری تنها در رفتار نیست بلکه در عقیده و ایمان نیز راه می‌یابد. از آنجا که تعادل شخصیت یعنی تعادل فرد در ایمان به خدا و عمل صالح است پس عدم تعادل در هر یک از آن دو موجب «روان رنجوری» فرد بوده و فرد از سلامت روانی برخوردار نخواهد بود.

آرامش روحی؛ مهمترین نشانه در سلامت روان

به واقع آرامش نکته ی اصلی و بسیار زیبایی است که در داشتن سلامت روان نقش اساسی دارد و حتما هم همه ی شما تصدیق می کنید که اگر نگوییم همه، بلکه اکثر آدم هایی که ک آرامش خاصی در روح و چهره شان وجود دارد آدم های موفق و سالم تری هستند و این آرامش زمانی در انسان پدید می‌آید که به واجب دینی؛ نفسی و اجتماعی خود عمل کرده باشد. در صورتی که انسان هر یک از این موارد را نادیده گیرد دچار بیمار ی‌های روحی گشته و روان رنجور می‌شود. اعراض از یاد خدا و دستورهای او یا عدم ایمان به خدا می ‌تواند فرد را دچار بیماری کند و سلامت روانی ‌اش را در معرض خطر قرار دهد؛ چنانکه یاد خدا موجب آرامش دل ‌ها و آرامش روحی می ‌شود. (رعد/ 28)

همراهی و پذیرش ولایت خداوند، ترس، خوف، غم و اندوه را از دل ها می ‌زداید. (یونس/ 64-62) و به آینده امیدوار می‌سازد؛ چون ترس از آینده هرگونه آرامش و آسایش را از انسان سلب می‌کند. وقتی انسان از آینده مبهم و نامعلومی در رنج باشد آسایش و آرامش کنونی بر او سخت شود، در حالی که ایمان به آینده او را امیدوار و توانایی بهره‌ گیری از لذت‌های حال را در او افزایش می ‌دهد. (فصلت/ 30)

همراهی و پذیرش ولایت خداوند، ترس، خوف، غم و اندوه را از دل ها می ‌زداید. (یونس/ 64-62) و به آینده امیدوار می‌سازد؛ چون ترس از آینده هرگونه آرامش و آسایش را از انسان سلب می‌کند. وقتی انسان از آینده مبهم و نامعلومی در رنج باشد آسایش و آرامش کنونی بر او سخت شود، در حالی که ایمان به آینده او را امیدوار و توانایی بهره‌ گیری از لذت‌های حال را در او افزایش می ‌دهد. (فصلت/30)

این افراد سلامت روانی ندارند

عده ای از افراد هستند که نه کاملاً به سوی ایمان می آیند و نه به طول کامل به طرف کفر می روند بلکه در انتخاب حق و باطل مردد هستند و نمی توانند تصمیم نهایی را اتخاد کنند. (انعام/ 71) در این آیه حالت درگیری روانی و سرگردانی و تردید ناشی از آن به خوبی توصیف شده است. در آیات دیگری چون توبه/45 و نساء/142 نیز به این حالت اضطراب و تردید اشاره شده است.

آرامش روحی در سه چیز نمودار می‌شود

1- توانایی در برخورد با بحران ‌ها؛ و این به توانایی فرد در استواری و بردباری و مقاومت در برابر رنج ‌ها، مصیبت‌ ها، سختی‌ ها و شکست ‌های گوناگون بر می‌گردد، بدون آنکه تعادل روانی و سلامت روحی خود را از دست دهد. این حالت جز با این باور تحقق نخواهد یافت که هر چه انسان بدان دچار می‌شود بنا به قضای الهی و از باب آزمایش و ابتلاء اوست؛ و تنها خداوند قادر به دفع شر و ضرر است و باید به او اتکا کند؛ چه بسا آن شر و مصیبت، دریچه‌ای به سوی خیر و سعادت ابدی او باشد. (بقره 156و 216)

2- توانایی بر شکیبایی و سختی‌ ها؛ انسان صابر به این درجه از باور دست یافته است که همه این سختی‌ها برای رهایی و آزادسازی توانایی‌ های بالقوه‌ای است که در او نهاده شده است و این توان و قدرت نهان، جز به هنگام بروز شدائد و سختی‌ها آشکار نمی‌شود. پس سختی‌ها را ابزاری برای خروج توانمندی‌ها از قوه به فعلیت می‌بیند و این که با این شیوه توان و تعلق و خردش فزونی یافته و استعدادهای نهفته ‌اش آشکار می ‌شود. (بقره/ 155)

3- توانایی و درک درست آینده و خوش ‌بینی به آن؛ کسی که ازسلامت روان برخوردار است، به آینده امیدوار است و هدف از زندگی را تلاش برای درک محبوب و لقاء الله می‌بیند؛ از این روی سختی‌ها را ابزاری برای رسیدن به آینده ‌ای روشن می ‌‌داند که «ان مع‌العسر یسرا» (انشراح/ 4) با هر رنجی آسانی است و پایان شبه سیه سپید است.

به امید انکه با برخورداری از آرامش و فاکتورهای دیگری که ان شاء الله در آینده گفته خواهد شد، سلامت روانی را در پناه دین و قرآن کریم داشته باشیم.


منابع:

سلامت روانی از دیدگاه قرآن؛ سایت کیهان، 1395/11/06

انگیزه های رفتار در قرآن؛ سایت مشکات، 1389/11/26




موضوع :
مباحث دینی , 

تبلیغ دین، بیش از هر چیز نیازمند فهم صحیح دین است. اگر تبلیغ بر اساس برداشتهای خطا و یا التقاطی از دین بنا نهاده شود؛ نه تنها موجب رشد دین نخواهد شد بلکه بیشترین ضربه را به دین وارد خواهد کرد.


بهشت

در یکی از آخرین کلیپ هایی که در شبکه های اجتماعی پخش شده است، می گویند: همه انسان ها به بهشت خواهند رفت و اصولا مقصد نهایی انسان بهشت است. ایشان جهنم را به بیمارستانی در مسیر بهشت تشبیه می کنند. به نظر ایشان فرد گناهکار مجرم نیست، بلکه بیماری است که برای استفاده از نعمت های بهشت، نیازمند درمان است و این درمان در جهنم صورت خواهد گرفت. بر همین اساس است که آنان جهنم را نشانه ای از رحمت خداوند می شمارند؛ نه خشم و غضبش.

تشبیه ملائکه عذاب به پرستاران!!

این که جهنم برای برخی موقتی بوده و در حکم پاک شدن آنها از آلودگی ها و پلیدی ها را دارد و نهایتا به بهشت وارد می شوند درست است همان طور که پیامبر (صلی الله و علیه وآله) می  فرمایند: (اعتقاد به) ولایت علی (علیه السلام) حسنه ای است که با وجود آن سیئات هرچقدر که باشند ضرری نمی زنند، مگر آن ضررهایی چون مصیبت های دنیوی، و بعضی از عذاب های اخروی که برای پاک شدن به اهل معصیت می رسد. (بحارالانوار، ج8، ص352)

تشبیه فضای روانشناختی آن با بیمارستان و تشبیه ملائکه عذاب، با پرستاران صحیح نیست، هرگز برخورد ملائکه عذاب با جهنمیان مثل برخورد دلسوزانه یک پرستار با بیمار نیست، بیمار نقشی در ابتلاء خود ندارد، اما اینان در ابتلائشان مقصرند: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ (و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات یقین داشت، ستمكارانه وبرترى  جویانه انكار كردند

بنابراین تشبیه آن به بیمارستان از این لحاظ مشکلی ندارد، اما تشبیه فضای روانشناختی آن با بیمارستان و تشبیه ملائکه عذاب، با پرستاران صحیح نیست، هرگز برخورد ملائکه عذاب با جهنمیان  مثل برخورد دلسوزانه یک پرستار با بیمار نیست، بیمار نقشی در ابتلاء خود ندارد، اما اینان در ابتلائشان مقصرند: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا»؛ (و آنها را در حالى كه باطنشان به الهى بودن آن معجزات یقین داشت، ستمكارانه وبرترى  جویانه انكار كردند) لذا وقتی که درخواست خروج از جهنم می کنند، چنین پاسخ می شنوند: «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنهْا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ * قَالَ اخْسَواْ فِیهَا وَ لَا تُكلَّمُون»؛ مى  گویند: پروردگارا! تیره بختى و شقاوت ما (جهنمیان می گویند) پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدى  ها و گمراهى  ها] بازگشتیم، بى تردید ستمكار خواهیم بود * [خدا] مى  گوید: [اى سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید. (مومنون:23/106-108)

 جهنم جای بدی نیست!!

این سخن هرگز در تعالیم اسلام پذیرفتنی نیست و مخالف صریح هزاران آیه و روایت است.
به راستی این سخن چگونه با هزاران آیه و روایتی که انسان را از جهنم بیم داده و او را به دوری از آن فراخوانده اند قابل جمع است؟ آیا بر خلاف منطق خود قرآن نیست که می فرماید: «وَ أَنذِرْهُمْ یَوْمَ الاَزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الحْنَاجِرِ كَاظِمِینَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لَا شَفِیعٍ یُطَاع »؛ و آنان را از روز نزدیك بیم ده، آن گاه كه [از شدت ترس ] جان ها به گلوگاه رسد، در حالى كه همه وجودشان پر از غم و اندوه است. براى ستمكاران هیچ دوست مهربانى و شفیعى كه شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد! (غافر:40/18)
آیا با وجود این آیات می توان جهنم را بیمارستانی دانست که جای بدی نبوده و به درستی و از روی دلسوزی با انسان رفتار می شود؟!

جایگاه اعراف چگونه توجیه می شود؟

در این نگاه یک بهشت همگانی و یک جهنم بیمارستانی وجود دارد که همه را برای بهشت آماده و مهیا می سازد، دیگر چه نیازی به جایگاهی میان بهشت و جهنم وجود دارد در حالی که در قرآن به چنین جایگاهی تصریح شده است (اعراف:7/46-48) جایگاهی که علاوه بر امامان معصوم که محیط بر محشر هستند، برخی انسان هایی که خوبی ها و بدی های یکسانی دارند در آن مستقر می شوند تا تکلیفشان روشن شود(ر.ک سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج5،ص528و529) آیا طبق این تحلیل نمی بایست اینان نیز در جهنم بیمارستانی مستقر شده و بعد از پاک شدن وارد بهشت شوند؟ پس چرا اعراف؟

جهنم خالی از عذاب است

سخنرانی در شبکه های مجازی سیخ داغ و چوب داغ و امثال آن را در جهنم نفی کرده، و به طور ضمنی جهنم را خالی از عذاب هایی معرفی می کند بلکه صرفا مکانی مانند بیمارستان تعریف کرده است، در حالی که جزئیات آخرت امری است که عقل به آنها دسترسی ندارد و تنها راه فهم آن آیات و روایات است که صراحتا از عذاب های دردناک سخن گفته اند: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ* ثُمَّ الجْحِیمَ صَلُّوهُ* ثُمَّ فىِ سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوه »؛ [فرمان آید] او را بگیرید و در غل و زنجیرش كشید* آن گاه به دوزخش دراندازید* سپس او را در زنجیرى كه طولش هفتاد زرع است به بند كشید. (الحاقه:69/30-32)

 هر چیزی افراط و تفریطی دارد، همان طور که خدایی که غضب محض باشد و رحمت و رأفتی نداشته باشد، خدای مطلوب و کاملی نیست، خدایی که صرفا رأفت و رحمت باشد و غضبی نسبت به ظالمان و مستکبران نداشته باشد هم خدای کاملی نخواهد بود. نباید برای این که مردم از رحمت و رأفت الهی ناامید نشوند از ان طرف پشت بام افتاده و آنها را نسبت به عذاب عادلانه الهی بی تفاوت کنیم!

«فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هَاهُنَا حَمِیمٌ* وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِین »؛ پس امروز او را در اینجا دوست مهربان و حمایت گرى نیست * و نه غذایى مگر چرك و كثافات[ى از بدن اهل دوزخ!] (الحاقه:69/35-36)
«إِنَّكُمْ أَیهُّا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ* لاَكلِونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ* فَمَالِونَ مِنهْا الْبُطُونَ* فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الحْمِیمِ* فَشَارِبُونَ شُرْبَ الهْیم »؛ شما اى گمراهان انكار كننده!* قطعاً از درختى كه از زقّوم است [و داراى مایعى جوشان و بسیار بدمزه و بدبوست ] خواهید خورد * و شكم ها را از آن پر خواهید كرد، * و روى آن از آب جوشان خواهید نوشید * مانند نوشیدن شترانى كه به شدت تشنه  اند. (الواقعه:56/51-55)

ما منکر مهربانی و رأفت الهی نیستیم

باید دقت کرد که ما منکر مهربانی و رأفت الهی نیستم، یقیناً خدای ما خدایی است که در مناجات امام سجاد(علیه السلام) اینگونه توصیف شده: «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه »؛ ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است(سید بن طاووس، اقبال العمال، ج1، ص363) اما هر چیزی افراط و تفریطی دارد، همان طور که خدایی که غضب محض باشد و رحمت و رأفتی نداشته باشد، خدای مطلوب و کاملی نیست، خدایی که صرفا رأفت و رحمت باشد و غضبی نسبت به ظالمان و مستکبران نداشته باشد هم خدای کاملی نخواهد بود. نباید برای این که مردم از رحمت و رأفت الهی ناامید نشوند از ان طرف پشت بام افتاده و آنها را نسبت به عذاب عادلانه الهی بی تفاوت کنیم!
آیا این عادلانه است که اشخاصی چون شمر و یزید و ادامه دهدگان راه آنان که به خاطر منافع مادی میلیون ها نفر را در جنگ های جهانی و ده ها هزار نفر را در هیروشیما و ناکازاکی کشتند به طوری که تا الان آثار رادیو اکتیو آن باقیست، آیا عادلانه است که جهنم را برای آنان در حکم بیمارستانی باشد که نه از روی غضب، بلکه دلسوزانه با آنها برخورد می شود؟! تا آنان برای رفتن بهشت آماده شوند!!!
اینگونه سخنان اگرچه در ظاهری زیبا مطرح می شوند اما نه پایه عقلی و منطقی دارند، و نه پایه قرآنی و روایی.


منابع:
پرسمان
اسک دین


موضوع :
مباحث دینی , 

 با فرا رسیدن فصل بهار و انقلاب طبیعت، عرصه زندگی و حیات مادی طراوت و شادابی خاصی به خود می گیرد. انقلاب طبیعت در خود درس های آموزنده‌ ی فراوانی دارد، درس غلبه بر سرمای یخبندان و خاموش زمستان، درس تغییر و تحول در خود. آدمی می آموزد که همچون بهار به فکر انقلاب و نمایان کردن زیبای های خود باشد، به همین جهت در ابتدای سال، از ایزد منان مدد می طلبد و در جهت اصلاح زندگی خود، دست به دعا و نیایش بر می دارد: «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ؛ ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا، ای گرداننده و تنظیم کننده ی روزها و شب ها، ای تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعـــــت، حال ما را به بهترین حال دگرگون فرمــــــــــا.»


هفت سین، عید، سال نو

چند درس آموزنده از دعای تحویل سال:

«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ؛ ای دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا»

قلبم را بهترین قلب ها قرار ده

در فراز اول دعای تحویل سال، خدای متعال را با ویژگی و خصوصیت «دگرگون کننده ی قلب ها و چشم هـــــا» مورد ندا قرار می دهیم. سؤالی که باید در این فراز از دعا به آن پاسخ داده شود این است که، مراد از قلب چیست و چه جایگاهی در زندگی انسان ایفا می کند؟

در فرهنگ و اصطلاح قرآنی مقصود از قلب همان روح انسانی است که دارای جایگاه خاص و ممتازی در سعادت و شقاوت انسان است. به اذعان محققان و اندیشمندان اسلامی، قلب موجودی است که درک می کند، می اندیشد، مرکز عواطف انسانی، از جمله دوستی و دشمنی است، منشأ و مبدأ صفات و ویژگی های عالی انسانی است، در صورتی که قلب انسان کارکرد و توانایی خود را از دست دهد، می تواند موجب سقوط انسان در دایره شقاوت و هلاکت شود.[1]

انواع و اقسام قلب در فرهنگ قرآن

با دقت و تأمل در آیات الهی می توان برای قلب انواع و اقسام مختلفی را ذکر کرد، که با شناخت انواع و اقسام آن می توانیم در سال نو و بهار طبعیت زیباترین قلب ها را برای خود و دیگران از خدای متعال مسئلت کنیم. 

نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست

1- قلب هایی که نمی اندیشند: خدای متعال در قرآن کریم پرده از قلب هایی بر می دارد که نه تنها محل ادراک و فهم نیستند، بلکه به طور کل، کارایی و اثر بخشی خود را در حوزه معرفت بخشی و ارتقای معلومات انسان از دست داده اند: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها[سوره اعراف، آیه179]دل هایى دارند كه به آن [حق را] در نمى‏یابند و چشم هایى دارند كه به آن [حق را] نمى ‏بینند.» طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه شریف به این مطلب اشاره می کند، که آنها دل هایى دارند كه بر اثر عدم تدبیر، حق را درك نمى‏كنند و چشم هایى دارند كه راه راست را نمى‏بینند، مقصود این است كه آنها از فهمیدن و دیدن و شنیدن اعراض دارند و بواسطه استفاده نكردن از این آلات، مثل كسى هستند كه اینها را ندارند.[2] در سال جدید از خدا طلب می کنیم که قلب های ما را لایق درک و معرفت و شناخت الهی قرار دهد و چشمان ما را، چشمانی بینا و بصیر قرار داده، به طوری که نعمت های فراوان الهی را ببیند و قدردان و شاکر آن نعمت ها باشد. 

2- قلب های زنگار زده از گناه: از جمله زشت ترین و بدترین قلب ها در فرهنگ قرآن، قلب افرادی است که در اثر مجاورت با گناه و رذایل اخلاقی، لایه های چرکین تباهی و گمراهی روی آن حک شده است. «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ؛[مطففین، آیه 14] چنین نیست كه آنها مى‏‌پندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دل هایشان نشسته است.»، در سال نو از خدای متعال مسئلت می کنیم که زنگار سیاه گناه و سیاه بختی را از درون قلب های ما پاک کند، و اثرات شوم آن را از زندگی ما دور نماید. 

3- قلب های  سخت و سنگ شده: یکی دیگر از انواع قلب در فرهنگ قرآن، قلب های قساوت زده و سخت است، قلبی که عطوفت و مهربانی در آن جایگاهی نداشته و  خوی ددمنشانه و حیوانی در آن رسوخ کرده است، قلبی که نیکی کردن به دیگران در او معنا و مفهومی ندارد و همچون سنگ است، بلکه شاید سنگ از او نرم تر باشد. «فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُم؛[زمر، آیه22]واى بر آنان كه قلبهایى سخت.»، در آیه دیگر قلب های سخت تر از سنگ این چنین معرفی شده اند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[البقرة،آیه74] پس از آن دل های شما چون سنگ سخت گردید، حتی سخت تر از سنگ که از سنگ، گاه جوی ها روان شود، و چون شکافته شود آب از آن بیرون جهد، و گاه از ترس خدا از فراز به نشیب فرو غلتد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست.»، در دعای تحویل سال از سخت و سنگ شدن قلب به خدا پناه می بریم و از او مسئلت می کنیم، اگر روزی قلب مان رنگ قساوت به خود گرفت ما را نجات دهد و با قلب سنگی ما را رها نکند. 

از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد

4- قلب بیمار و ویروس زده: نوع دیگری از انواع قلب، قلبی است که رنگ و بوی شک و تردید در آن رسوخ کرده، قلبی که در اثر گرایش و تمایل به انحراف و گمراهی ویروس نفاق و ریا کاری در آن قوت گرفته است: «فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ؛ [بقره، آیه10] در دل هاى آنان یك نوع بیمارى است، خداوند بر بیمارى آنان افزوده و به خاطر دروغ هایى كه می گفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست.»، در آغاز سال نوع به درگاه الهی دعا می کنیم که قلب ما را از هرگونه نفاق، شک و تردید دور نگه داشته  و در  دام گمراهی و شقاوت قرار ندهد. 

5- قلب خاشع  و آرام از ذکر خدا: از جمله زیباترین قلب ها، قلب موجوداتی است که در برابر باری تعالی خاشع و تسلیم و آرام شده است، قلبی که در اثر ارتباط با خدا رنگ خدایی به خود گرفته و انسان را تا اوج کمال و سعادت پرواز می دهد. « الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[رعد، آیه 28] آنها كسانى هستند كه ایمان آورده ‏اند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد!»، خدای متعال در قرآن کریم با زبان شکوه مؤمنانی را مورد خطاب قرار می دهد که قلب های آنها به ذکر الهی خاشع و تسلیم نشده اند: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ [سوره حدید، آیه16] آیا وقت آن نرسیده است كه دل هاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حقّ نازل كرده است خاشع گردد؟!»، در سال جدید از خدای متعال خشوع و خضوع در عبادت و بندگی را طلب می کنیم، خشوع و خضوعی که ما را تابع و تسلیم فرمان الهی نماید و از هرگونه استکبار و نافرمانی دور نگه دارد.  

سخن و نیایش پایانی: 

در پایان از خدایی که تدبیر کننده روز و شب است، خدایی که تغییر دهنده ی حال انسان و طبیعت است، مسئلت می کنیم که قلب و روح ما را  از جمله بهترین قلب ها قرار دهد که در آن رحمت و رأفت الهی سکنا گزیده است: «وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً؛[حدید، آیه27] و در قلب کسانی که از او پیروی می‌کردند رأفت و رحمت نهادیم.»

پی نوشت ها:

[1]. محمد تقی مصباح یزدی، انسان سازی در قرآن، ص 131.  

[2].  ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏10، ص120.




موضوع :
مباحث دینی , 

دید و بازدیدها یک سنت خوب دیرینه در زندگی مردمان کشورمان بوده است. دیدارهای رو در روی خویشاوندان و آشنایان و احساس دلپذیر احوالپرسی ها برای طرفین نیز باعث تجدید پیوندهای عاطفی می شود. در طول سال شاید برای برخی افراد به هر دلیل امکان دیدار و حضور در کنار خویشاوندان نیست اما عید نوروز باعث تازه شدن دید و بازدیدهای خانوادگی می شود چرا که در تعطیلات سال که از جهت موقعیت کار و مشغلات دیگر فکر انسان آزاد است فرصت مناسبی برای ادای وظیفه صله رحم است.


, تجدید پیوند عاطفی, رحم, دید و بازدید, حق پدر و مادر, نیکی به پدر و مادر

مفهوم رحم

رحم در لغت به عضو خاصى از بدن زن كه محل استقرار فرزند و كانون نشو و نماى طبیعى او است اطلاق مى گردد. اقربا و خویشان نیز به اعتبار انتساب به یك رحم واحد  ارحام خوانده مى شوند.(1)

از نظر صرفى رحم بر وزن فعل، مفرد و جمع آن رحماء و ارحام، اسم فاعل آن راحم، اسم مفعول آن مرحوم، صیغه مبالغه آن رحیم ، همه از مشتقات واژه رحمت و مرحمت مى باشند. بسیارى از اهل لغت در بیان مبداء اشتقاق واژه رحم به این روایت نبوى شریف استناد كرده اند؛ پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله مى فرماید: خداوند به هنگام خلق رحم خطاب به او فرمود: أَنَا الرَّحْمَنُ وَ أَنْتَ الرَّحِمُ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ‏ وَصَلَكَ‏ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَكَ قَطَعْتُه (2)؛

من خداى رحمانم و تو رحمى ، من اسم تو را از اسم خویش مشتق كرده ام ، از این رو هر كه با تو پیوند كند، من با او پیوند خواهم كرد و هر كه رابطه اش ‍ را با تو قطع كند، من نیز رابطه خویش را با او قطع خواهم نمود.

وصلت و سعادت

تحكیم پیوند خانوادگى و خویشاوندى ، یكى از اهداف ارزشمند مكتب توحیدى اسلام قرار دارد آئینى كه توحید و یكتا پرستى را محور تمام فعالیتها و تلاشهاى خود عنوان نموده است ، و سعى و تلاش دارد در تمام صحنه ها و عرصه ها وحدت رویه و حركت یكنواختى را فراهم ، واز تشتت و پراكندگى جلوگیرى به عمل آورد، هر عامل یا وسیله اى را كه موجب تحكیم این هدف مقدس گردد، تشویق، و از هر عامل تفرقه و پراكندگى جلوگیرى و ممانعت به عمل آورده است چون اساس كار اسلام وصل و گریز از فصل و جدایى است از این رو در مكتب تربیتى اسلام ، ایجاد علاقه با تمام افراد عائله و فامیل (صله رحم )مورد تشویق و توصیه قرار گرفته است و پیامبر بزرگوار اسلام صلى اللّه علیه و آله كه راه و روش او الگوى زندگى ما است در نخستین ماموریت خود "و انذر عشیرتك الاقربین" (3) را دریافته داشته است و این امر مى رساند كه صلاح و فلاح عشیره و فامیل ، در زندگى و سعادت انسان نقش وافرى دارد كه پیامبر انسانیت و رحمت به انذار و فراخوانى آنان ، ماموریت یافته است.

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى ‏كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» (4) یعنى پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد.

صله ارحام از دیدگاه آیات و روایات

صله رحم یكى از واجبات شرعى است و دلیل آن ، آیات و روایات متعددى است كه به وضوح بر این حكم دلالت دارد. از جمله:

خداوند در اولین آیه از سوره نساء مى فرماید:

1- یا ایها النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ..

اى مردم! از پروردگارتان پروا كنید، آن كس كه شما را از یك نفس آفرید و همسرش را نیز از (جنس) او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را (در روى زمین) پراكنده ساخت واز خدایى كه (با سوگند) به او از یكدیگر درخواست مى‏كنید، پروا كنید. و (نسبت) به ارحام نیز تقوا پیشه كنید (وقطع رحم نكنید) كه خداوند همواره مراقب شماست‏

علامه و مفسر كبیر قرآن مجید مرحوم طباطبایى صاحب تفسیر شریف المیزان مى فرماید: مراد از تسائلون به و الارحام یعنى از آن جایى كه خداوند در پیش انسانها عظیم و بزرگ است و محبوب آنهاست و لذا وقتى از همدیگر سوال مى كنند طرف را به خداوند قسم مى دهند چون انسان وقتى مى خواهد قسم بخورد به چیزى كه در پیش او عظیم و بزرگ است و محبوب اوست قسم مى خورد و ظاهر اینست كه ارحام عطف است به كلمه اللّه آن وقت معنى این مى شود انسانها وقتى از طرف چیزى مى خواهند طرف را به خداوند و به ارحام (خویشاوند) قسم مى دهند.(5)

2- جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله أُوصِی‏ الشَّاهِدَ مِنْ‏ أُمَّتِی وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ كَانَتْ مِنْهُ عَلَى مَسِیرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ.

جابر از امام باقر علیه السلام نقل مى كند كه امام علیه السلام فرمود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمودند: سفارش مى كنم امت حاضر و غائبم را و آنانى را كه در صلب مردها رحم زنانند تا روز قیامت كه صله رحم كنند اگرچه به فاصله یكسال راه باشد زیرا صله رحم جزء دین است .

پیوند خویشاوندى طبق فرمایش رسول خدا صلى اللّه علیه و آله ولو با سلام كردن انجام مى شود و امام صادق علیه السلام فرمودند: «صل رحمك ولو بشَربه من ماء» پیوند با خویشاوندانت برقرار كن هر چند به اندازه یك بار نوشیدن آب باشد

شاهدان و غایبان و هر كس از امت من را كه در صلب هاى مردان و رحم هاى زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش مى‏ كنم اگر چه بینشان به اندازه یك سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است.

صله های مجازی

بعضی افراد با ارسال پیامک و یا پیام الکترونیکی به عنوان وسایل ارتباطی مدرن، از حال و روز اقوام و دوستان خود باخبر می شوند و از این طریق، می خواهند عدم دیدار حضوری خود را جبران کنند،در حالی که هیچ وسیله ای جایگزین دیدارهای سنتی و پسندیده نمی شود. در عین حال باید اضافه کرد که پیامک اثر منفی روی روحیه و توقع مخاطب و از طرف دیگر خصوصاً نسل آینده که می باید فرهنگ صله رحم را، از خانواده خود بیاموزد، می گذارد. بچه ها باید از والدین خود بیاموزند که دیدار بزرگتر های اقوام به عنوان شناخت هویت فامیلی و ثبات لازم ارتباطات خانوادگی می باشد.

گسترش ارتباطات افراد با یکدیگر به تقابل شخصیت و آرامش روحی آنان می انجامد. از این رو می توان نوشت قدرشناسی، حرمتداری سزاوارانه و برآمده از رویکرد به دین و معارف دیرینه ملی ایرانیان مبانی زیست اجتماعی را در زندگی عمومی ما و در طول عمر، جاودانه و نهادینه می کند.

حق پدر و مادر

نظر به شان و منزلت پدر و مادر و اولویت و تقدم حقوق آنها توصیه هاى موكدى در آیات و روایات وارد نسبت به حقوقشان شده است . برخى از علماى اخلاق، فلسفه تاءكید بیش از حد اسلام بر حقوق والدین ، خصوصاً مادر و لزوم رعایت آن در هر شرایط ممكن از سوى فرزندان را ضعف پایگاه طبیعى و روانى این تعلق و در نتیجه حساسیت و ضربه پذیرى آن از یك سو، سنگینى مسؤولیت و مشقت آن خصوصاً در دوران پیرى و سالخوردگى والدین از سوى دیگر و بالاخره اهمیت و اعتبار بسیار با توجه به آثار و پیامدهاى متنوع آن در نظام اجتماعى مى دانند. در مقابل ، پدر و مادر به علت كشش پر جاذبه فطرى به فرزندان و رغبت و تمایل شدید طبیعى به حمایت و سرپرستى و رفع نیازها و تأمین مصالح آنها، چندان مورد توصیه و سفارش نشده اند.

پی نوشت ها:

1- المیزان فى التفسیر القرآن ، ج 4، ص ‍ 138

2- بحارالانوار، ج 71، باب صلة الرحم ، ح25؛ تاج العروس ، ج 16، ص274.

3- الشعراء/214

4- الکافی،ج3،ص389

5- المیزان ج 4 ص 137

6- الکافی،ج1،ص151



موضوع :
مباحث دینی , 

«موالات» در لغت یعنی «کاری را پی در پی و پشت سر هم انجام دادن» و در نماز نیز همان معنا را دارد؛ اجزای نماز را پی در پی و پشت سر هم انجام دادن.


نماز

موالات در نماز به چه معناست و حکم آن چیست:

 نمازگزار باید «موالات» و پیوستگی نماز را رعایت کند؛‌ بنابر این باید کارهای نماز - مانند: رکوع و سجود و تشهد - را پشت سر هم به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند، به طور معمول پشت سر هم بخواند. و [اگر کارهای نماز به گونه ایی باشد که عرف مردم] نگویند: نماز می خواند، [در اینصورت] نمازش باطل است.

 

توچه: طولانی شدن رکوع و سجود و خواندن سوره های بزرگ، موالات را به هم نمی زند؛ بلکه در روایات به طول دادن سجده توصیه نیز شده است؛ ولی اگر باعث شود قسمتی از نماز به خارج وقت بیفتد، جایز نیست.

اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلًا سوره را پیش از حمد بخواند، یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد، نماز باطل می شود ؟

 آیت الله بهجت: بنا بر احتیاط باطل است.

آیات عظام گلپایگانی، صافی: مسأله اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند و جزئی را که رکن نیست جلوتر به جا آورد مثلًا سوره را پیش از حمد بخواند احتیاط واجب آن است که بعد از حمد سوره را دوباره بخواند و نماز را تمام کند و اعاده نماید ولی اگر به همان سوره که پیش از حمد خوانده اکتفا کند یا آن که جزئی را که رکن است به غیر ترتیب به جا آورد و یا یک سجده را پیش از رکوع به جا آورد نماز باطل می شود.

آیت الله زنجانی: مسأله اگر عمداً ترتیب نماز را بهم بزند نمازش باطل می شود؛ چه در مورد اجزاء واجب باشد، مثلًا سجود را پیش از رکوع به جا آورد، چه در مورد اجزاء مستحب باشد، مثلًا سوره را پیش از حمد بخواند یا قنوت را پیش از سوره بخواند.

آیت الله مکارم: مسأله نمازگزار باید کارهای نماز را به ترتیبی که در مسائل گذشته گفته شد، انجام دهد و اگر عمداً بر خلاف آن انجام دهد مثلًا سجود را قبل از رکوع، یا تشهّد را قبل از سجده انجام دهد نمازش باطل است و اگر از روی فراموشی باشد باید تا داخل رکن بعد نشده برگردد و انجام دهد، به طوری که ترتیب حاصل شود و اگر وارد رکن بعد شده نمازش صحیح است مگر آن که جزء فراموش شده از ارکان نماز باشد مثل این که رکوع را فراموش کند تا وارد سجده دوّم شود که در این صورت نمازش باطل است.

انسان باید نماز را با موالات بخواند:

مسأله 1114 انسان باید  نماز را با موالات بخواند، یعنی کارهای نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پشت سر هم به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند به طوری که معمول است پشت سر هم بخواند  و اگر به قدری بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز می خواند، نمازش باطل است .

آیت الله زنجانی: و اگر موالات را رعایت نکند نمازش بنا بر احتیاط واجب باطل است..

آیت الله مکارم: مسأله نمازگزار باید «موالات» را رعایت کند، یعنی در میان کارهای نماز، مانند رکوع و سجود و تشهّد آن قدر فاصله نیندازد که از صورت نماز خارج شود و گر نه نمازش باطل است خواه عمداً باشد یا از روی سهو.

نمازگزار باید «موالات» و پیوستگی نماز را رعایت کند؛‌ بنابر این باید کارهای نماز - مانند: رکوع و سجود و تشهد - را پشت سر هم به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند، به طور معمول پشت سر هم بخواند. و [اگر کارهای نماز به گونه ایی باشد که عرف مردم] نگویند: نماز می خواند، [در اینصورت] نمازش باطل است

طول دادن رکوع و سجود:

مسأله 1116 طول دادن رکوع و سجود  و خواندن سوره های بزرگ، موالات را به هم نمی زند .

آیت الله بهجت: مگر آن قدر طول بدهد که وقت نماز فوت شود، مثل عمداً خواندن سوره بزرگ در نماز صبح.

 اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد:

مسأله 1115 اگر در نماز سهواً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود  چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آن حرفها یا کلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش صحیح است .

 آیات عظام فاضل، نوری: اگر در نماز عمداً بین حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود (فاضل: نمازش باطل نمی شود نوری: بنا بر احتیاط واجب نمازش باطل می شود) و اگر سهواً باشد..

آیت الله زنجانی: مسأله انسان در نماز نباید بین حروف یا کلمات فاصله بیندازد به طوری که صورت قرائت یا ذکر از بین برود و اگر عمداً به قدری فاصله بیندازد که نگویند که قرائت یا ذکر می خواند نمازش باطل است و اگر سهواً فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن کلمات را به طور معمول بخواند، و در صورتی که چیز واجبی بعد از آن خوانده شده لازم است تکرار نماید، و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش را ادامه داده و صحیح است.

آیت الله مکارم: مسأله اگر در میان حرفها یا کلمات قرائت یا کلمات ذکر و تشهّد سهواً فاصله بیندازد که صورت قرائت و کلمات از بین برود، ولی صورت نماز از بین نرود باید برگردد و به طور صحیح بخواند، مگر آن که وارد رکن بعد شده باشد که نمازش صحیح است و بازگشت ندارد.




موضوع :
اداب و احکام نماز , 

دنیای امروز ما با تمام گرفتاری هایش، جایی برای ارتباط با خویشاوندان باقی نمی گذارد. با پذیرش چنین موضوعی در این عصر اما به دلیل اینکه ما نمی دانیم زندگی چه برایمان رقم خواهد زد، نیازمند ارتباط داشتن با بستگان هستیم.


ن

اسلام، آدمی را موجودی فرد محور، تنها و جدای از جماعت نمی داند، بلکه او را به طور فطری اجتماعی می شناسد که باید در کنش های متقابل با دیگران، بخش مهمی از نیازهای خویش را برطرف سازد و به رشد و کمال دست یابد. اساساً اسلام، دینی اجتماعی و مبتنی بر قواعد و دستورهای جمعی است که هر گونه فردپرستی، رهبانیت و گوشه گیری در آن ممنوع است. مسئله مشورت، نماز جماعت و جمعه، حج و جهاد، لزوم تشکیل حکومت و بسیاری دیگر از مؤلفه های اجتماعی اسلام، نشان دهنده اهمیت این گونه مسائل در این دین حیات بخش است.

بشر به خوبی دریافته است با تمام گرفتاری های حاصل از زندگی اما نیازمند داشتن ارتباط با خویشاوندان است تا در صورت بروز مشکل و کاری، اقوام و بستگان به یاری وی شتابند و او را کمک کنند زیرا باز هم تحت هر شرایطی،این اقوام و بستگان هستند که می توانند به نوبه خود به انسان یاری رسانند. به همین خاطر است که اسلام همواره بر این موضوع تکیه کرده و در قالب یک فرم خاص به اسم صله رحم همه این محتوا را ریخته است و زندگی اجتماعی مفیدی را به انسان توصیه می کند. در زبان معصومین نیز اهمیت و پرداختن به دید و بازدید میان خویشاوندان در یک رابطه دو طره توصیه شده است. تا آنجا که حضرت امیر سلام الله علیه در آخرین وصیت های خویش فرمودند: وعلیکم بالتواصل والتباذل وایاکم والتدابر و التقاطع... (ترجمه: وبر شما لازم است که پیوندهای دوستی و محبت را محکم کنید و بذل و بخشش را فراموش نکنید واز پشت کردن به هم و قطع رابطه برحذر باشید.)

علت تأکید اسلام به حفظ پیوند خویشاوندی این است که همیشه برای اصلاح، تقویت، پیشرفت، تکامل و عظمت بخشیدن به یک اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادی یا نظامی، و چه از نظر جنبه‌های معنوی و اخلاقی باید از واحدهای کوچک آن شروع کرد، با پیشرفت و تقویت تمام واحدهای کوچک، اجتماع عظیم، خود به خود اصلاح خواهد شد. در همین راستا دستور به اصلاح واحدهایی داده که معمولا افراد از کمک و یاری و عظمت بخشیدن به آن روگردان نیستند؛ در صله رحم خداوند تقویت بنیه افرادی را توصیه می‌کند که خونشان در رگ و پوست هم در گردش بوده و اعضای یک خانواده‌اند، و پیدا است هنگامی که اجتماعات کوچک خویشاوندی نیرومند شد، اجتماع عظیم آنها یعنی جامعه نیز عظمت می‌یابد، شاید حدیثی که می‌گوید: صله رحم باعث آبادی شهرها می‌گردد به همین معنا اشاره داشته باشد.

دنیای امروز ما با تمام گرفتاری هایش، جایی برای ارتباط با خویشاوندان باقی نمی گذارد. با پذیرش چنین موضوعی در این عصر اما به دلیل اینکه ما نمی دانیم زندگی چه برایمان رقم خواهد زد، نیازمند ارتباط داشتن با بستگان هستیم.

سیره معصومین به ما چه می آموزند؟

در روایات از «صله رحم» به بهترین اعمال پس از ایمان، اولین سخنگوی روز قیامت و بهترین خصلت مؤمن یاد شده و ده ها فضیلت دیگر برای آن شمرده شده است که ذکر همه آنها در مجال این نوشتار نیست.

از سوی دیگر، نکوهش های شدیدی بر ترک پیوند با خویشان آمده که نشان دهنده اهمیت فوق العاده این مسئله در اسلام است.

در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، قطع رحم، «منفورترین عمل» شمرده شده و قاطع رحم «یکی از سه گروهی است که روی بهشت را نمی بیند.» در روایات دیگر، «واگذار شدن انسان به خود از سوی خدا»، «فرود آمدن خشم و انتقام»، «قطع رحمت الهی» و «کیفر اخروی» از پی آمدهای منفی قطع رحم ذکر شده است. نظر به اهمیت ارتباط و پی آمدهای خطرناک ترک خویشاوندی توصیه شده است حتی در صورتی که اقوام انسان از او بریده باشند، یا او را آزار دهند، قطع کامل ارتباط جایز نیست.

بر اساس نقل امام صادق علیه السلام ، مردی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و گفت: «ای رسول خدا، خویشاوندانی دارم که با آنان رفت و آمد دارم، ولی آنها مرا می آزارند. از این رو، تصمیم گرفته ام آنان را رها کنم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در این صورت، خداوند هم تو را رها می کند. گفت: پس چه کنم؟ فرمود: به کسی که دست رد به سینه تو زده است، بخشش کن و با کسی که از تو بریده است، پیوند برقرار کن و از کسی که به تو ستم کرده است، درگذر. اگر چنین کنی، خداوند عزوجل در برابر آنها پشتیبان تو خواهد بود».





موضوع :
مباحث دینی , 

  آداب نوروز,آداب عید نوروز

 آداب اسلامی نــوروز

 

بنا به متون مکتوب و شواهد شفاهی در معارف اسلامی هر روزی که در آن گناهی صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق (ع) می فرمایند: کل یوم لا یعصی اللّه فیه فهو یوم عید.
 
همچنین در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگی خاصی برخوردارند مهم ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادی دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز از اعیاد مهم اسلامی به شمار می‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع می شود، از جمله اعیادی است که جنبه ملی داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام شکل گرفته است.
 
این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنی اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزی برای حضرت علی (ع) هدیه نوروزی آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: ای امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را برای ما نوروز قرار بدهید.
 
امام صادق (ع) درباره این عید فرموده اند: ... و هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.
 
امام خمینی (ره) در یکی از پیام های نوروزی می‌فرماید: این عید هر چند یک عید اسلامی نیست، ولی اسلام آن را نفی نکرده است. 
 
مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال نوروز چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتی از اهل بیت علیهم السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و...
 
در کتاب مفاتیح‌الجنان که طی دهه‌‌های گذشته یکی از بزرگ‌ترین کتاب‌های مورد رجوع عموم برای انجام مستحبات مذهبی بوده به نماز عید نوروز اشاره شده که نمازی است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، کافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عید غدیر خم وارد شده است.
 
مفاتیح الجنان همچنین روایتی از معلی‌بن‌خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی‌آنکه اشاره‌ای به فضیلت این روز کرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی‌بن‌خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی‌بن‌خنیس از نوروز را این گونه تجلیل کرده است: نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی علیه‌السلام نازل شد، روزی است که رسول اکرم صلی‌‌الله علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را بر دوش کشید تا بت‌های قریش را از بالای کعبه می‌کند، روزی است که نبی علیه‌السلام به وادی جن رفت واز ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی علیه‌السلام از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است که قائم آل محمد ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بر دجال پیروز خواهد شد.
 
روایت خنیس به نقل از امام صادق علیه‌السلام در مفاتیح الجنان
خنیس به نقل از امام صادق (ع) فرمود: چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوی‌های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان.
 
همان طور که مشاهده می‌شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل کردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌های خوش و روزه داشتن آغاز می‌شود، ضمن آنکه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

  آداب نوروز,آداب عید نوروز

امام صادق (ع) : هنگامی که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش

 
در ایام عید وظایفی داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالی ما می شود که در این گزارش به برخی از آن وظایف اشاره می کنیم:
 
* خواندن نیایش تحویل سال؛ با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال ای قلب کننده قلب ها و چشم ها؛ ای تدبیر کننده شب و روز ای متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن.
 
* پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش و با خوش بوترین عطرها خود را معطر ساز.
 
* گشایش در زندگی خانواده؛ برخی سخنان اهل بیت علیهم السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگی در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره ای شیرین و به یاد ماندنی برای اهل خانه به جای ماند و حالت جشن و شادی پیدا کند. روزی شهاب به امام صادق علیه السلام عرض کرد: حق زن بر شوهرش چیست؟ حضرت فرمودند: ...هر میوه ای که مردم از آن می خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکی را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمی رساند، در ایام عید برای آنان تهیه کند.
 
* روزه گرفتن و برپایی نماز؛ امام ششم علیه السلام فرمودند: چه خوب است که در این روز روزه دار باشیم. دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعای مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.
 
* درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده ایم و باید از این دگرگونی طبیعت درس عبرت بگیریم.
 
* دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهی از شادی ها و اندوه های آنان است. معصوم علیه السلام در این باره می فرماید: این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات می کنند تا ... دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، دارای اهمیت فوق العاده ای است.
 
* بررسی اعمال گذشته؛ بررسی کنیم که یک سال را چگونه سپری کردیم و محاسبه ای انجام دهیم که چه قدر گناه کرده ایم، آبروی چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده ایم؟ اگر اوصاف زشتی در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهای خیری انجام داده ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد.
 
* کینه ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهاری زنگار کینه های گذشته را از دل برکنیم و سعی کنیم این قدرت روحی را در برابر افردی که با آنها دشمنی داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدی کرده باشند.
 
* با کسانی که کدورت داریم آشتی کنیم؛ مؤمن باید سعی کند جلوی کدورت ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبی برای زدودن کدورت هاست، لذا آشتی با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال می کند.
 
* رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتی حضرت امام رضا علیه السلام از اهمیت والایی برخوردار است.
 
* رسیدگی به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادی خودمان شریک نمائیم
 
* دوری از اسراف؛ از جمله اموری که توجه بدان لازم و ضروری می باشد، این است که در مهمانی دادن و پذیرایی، از اسراف جلوگیری کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجی و سفره‌های رنگین آن چنانی نیست.



موضوع :
مباحث دینی , 

نماز حاجت,نماز جماعت

 آیا باید دیگران را برای نماز صبح بیدار کنیم؟

 

 شرایطی که ممکن است برای بیدار نمودن دیگران پیش بیاید از قرار ذیل می باشد:

اول: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم اهل نماز می باشد.
در خصوص چنین فردی از آن جا که در حال خواب تکلیفی بر عهده افراد نمی باشد و از سوی دیگر نیز خوابیدن از جمله حقوق شخصى هر فرد است، لذا بیدار ساختن کسى از خواب - حتى براى نماز - جایز نیست. مگر آن که، علم به رضایت بیدار نمودن وی داشته باشیم که در این صورت می توانیم او را بیدار نماییم. مانند زمانی که خود فرد – اعم از دوست، مهمان، همسر – از ما خواسته او را بیدار کنیم و یا این که می دانیم در صورت بیدار نکردن وی باعث ناراحتی او می شود.

 دوم: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم با انگیزه این که نماز نخواند خوابیده.
اگر انسان بداند کسی خوابیده به قصد آن که نماز نخواند از باب نهی از منکر با وجود شرایط آن، بیدار کردن لازم است [1].

 سوم: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم فرزند انسان می باشد.
پدر و مادر که مسئولیت تربیت فرزند به عهده آن ها است، لازم است ابتدا او را از حدود سن هفت سالگی به تدریج برای نماز بیدار کنند تا این کار در هنگام بلوغ شرعی به صورت عادت درآید، البته این بیدار نمودن باید همراه با آرامش و مهربانی و با صدای آرام باشد تا در نظر فرزند حساسیت بدی نسبت به نماز پیدا نشود و ضمنا لازم است با دادن اطلاعات دینی به خصوص درباره نماز و اهمیت آن سعی کنید ایمان فرزندتان را تقویت نمایید و در خود او انگیزه بیدار شدن ایجاد کنید تا برای بیدارشدن اهتمام بورزد.

بنابراین علاوه بر جواز بیدار نمودن فرزندان، این امر پسندیده نیز می باشد مگر آن که از جهات دیگری موجب اذیت یا موجب ضرر باشد، مثل این که مریض باشند [2].

پی نوشت :
[1] - محمد وحیدی، دانستنی های لازم از نماز، قم، موسسه بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم )، 1387ش، چهارم، ص 205، به نقل از مجمع المسائل، ج 1، سوال 410
[2] - همان، ص 193 به نقل از مجمع المسائل، ج 1، سوال 493
کتاب پرسش ها و پاسخ های نماز، سید حسن موسوی (مرکز تخصصی نماز)


موضوع :
مباحث دینی , 

جایگاه زنان در زمان ظهور امام زمان

جایگاه زنان در دولت امام زمان (عج)

 

امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند: به خدا سوگند! 313 مرد که پنجاه زن نیز در میان آنهاست، مانند قطعه‏ های ابر در فصل پاییز، در غیر موسم حج، در مکه معظمه گرد می آیند.
جایگاه زنان در دولت امام زمان(عج)

حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» می‌نویسد:

بی‌گمان در فراهم‌کردن هسته اصلی آن پیکار بزرگ و جهاد مقدس، زنان نیز نقش به‌سزایی دارند و بر پایه بیان برخی روایات، پنجاه زن، از یاران ویژه امام(عج) و همراه یاران خاص در آن قیام جهانی حضور دارند.
 
امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند :«وَ اللَّهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّةَ عَلَی غَیْرِ مِیعَادٍ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَرِیفِ یَتْبَعُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً…؛ به خدا سوگند! 313 مرد که پنجاه زن نیز در میان آنهاست، مانند قطعه‏ های ابر در فصل پاییز، در غیر موسم حج، در مکه معظمه گرد می آیند.

  این موضوع، دو نکته را روشن می‏ سازند:
اول: با وجود پافشاری‌های فراوان آموزه‌های وحیانی ـ به‌ویژه در دین مقدس اسلام ـ زنان در طول تاریخ، از حقوق خویش محروم بوده و شخصیت آنان تحقیر شده است. اما، در دوران آن انقلاب بزرگ و  جهانی حضرت مهدی علیه السلام، شخصیت حقیقی خویش را باز می‌یابند و به عنوان کارگزاران اصلی آن تحوّل عظیم، در جامعه جهانی شرکت می‌کنند. این موضوع، اهمیت ویژه ‏ای دارد که ارزش واقعی و پایه قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را مشخص می‏ سازد.

دوم: زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم همراهی نکنند، در دیگر مسئولیت‏ ها و سازندگی ها، می توانند همکاری کنند. همچنیـن، در گــسترش فــرهنگ اسلامی و آموزش معارف الهی می توانند کــارآمد باشند و نقش بــرجسته ‏ای ایفا کنند. در مسائل پشت جبهه و مسائل اجتماعی و تربیتی نیز می ‏توانند نقش سازنده ‏ای داشته باشند.

این موضوع، ارجمندی جایگاه زن و رشد و تکامل قابل توجّه او را روشن می ‏کند. اثر تربیتی این موضوع مهم، در جامعه منتظر، می تواند خــودآگاهی زنــان و بازشناسی تــوان رشــد و بازیــابی شخصیت آنان باشد.

برای شرکت در آن انقلاب جهانی، زنان از هم اکنون باید با معیارهای دقیق اسلامی و اخلاقی، شخصیت خود را بسازند و در بعد علم و عمل تکامل یابند و بدانند که هم اکنون و در آینده، مسئولیت ‏های بزرگی بر عهده دارند و در آینده کارهای مهمی را انجام خواهند داد. پس بایستی از هم اکنون به شناخت دقیق و درست اسلام بپردازند و در تربیت خویش بکوشند، تا پیش از ظهور، در جرگه زنان منتظر قرار گیرند، و پس از آن شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند.




موضوع :
مباحث دینی , 


تعداد صفحات : 233

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 
} );