در گردشگری نه تنها سیاحت و جهانگردی به سبب آثار و فایده های فراوان آن، امر مشروع و مباح شمرده شده بلکه ترک آن دست کم برای گروهی از انسان ها مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفته است.


جهانگردی

آیات قرآن را در پیوند با این موضوع می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف- آیاتی که ترک جهانگری را سرزنش می کنند: ‍

آیه 44 سوره فاطر در این باره می فرماید: «اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم و کانوا أشد منهم قوة ؛ آیا در زمین گردش نمی کنند تا بنگرند به چگونگی سرانجام کسانی که پیش از ایشان زندگی می کردند و از ایشان نیرومندتر بودند» و آیه 46 سوره حج «افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها» سیر و سیاحت را سبب تعقل و اندیشه و بالا رفتن سطح آگاهی و بینش انسان دانسته یعنی همان عنصری که بی تردید سنگ بنا و شالوده رشد و توسعه زندگی انسان در ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... است زیرا یک جامعه بسته و بی خبر از دیگر ملتها، هیچ زمینه ای رشد شایسته و بایسته ندارد و از تجربیات و دست آوردهای علمی و فکری و اجتماعی دیگران محروم است.[ علی اکبر کلانتری، فقه و صنعت جهانگردی، فصلنامه شماره 14، زمستان 1376، ص 17]

ب- آیاتی که به این کار فرمان می دهند: ‍

آیه 137 سوره آل عمران:

«قد خلت من قبلکم سنن سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین ؛

پیش از شما مللی بودند و رفتند، در اطراف زمین گردش کنید و ببینید که آنان که وعده های خدا را تکذیب کردند چگونه هلاک شدند»

در این آیه کلمه سنن جمع سنت است که به معنای طریقت و روشی است که باید در مجتمع سیر شود، و این که امر فرموده در زمین سیر کنند برای این است که از سرگذشت امتهای گذشته عبرت بگیرند.

قرآن کریم در بررسی تاریخ گذشتگان دوران های گذشته را با زمان حاضر و زمان را با تاریخ گذشته پیوند می دهد و پیوند فکری و فرهنگی نسل حاضر با گذشتگان و مسئولیت آیندگان روشن می شود در این سنن پیشرفت و تعالی افراد باایمان و مجاهد و متحد و بیدار پیش بینی شده و شکست و نابودی ملتهای پراکنده و بی ایمان و آلوده به گناه نیز پیش بینی گردیده که در تاریخ بشریت ثبت است.

علامه می گوید که ذوالقرنین همان کوروش یکی از پادشاهان هخامنشی در فارس است که 560-539 پیش از میلاد می زیسته و او بوده که امپراطوری ایران را تأسیس کرد و میان دو مملکت فارس و ماد را جمع کرد و بابل را مسخر کرد و با یهود اجازه مراجعت از بابل به اورشلیم را صادر کرد و در بنای هیکل کمکها کرده و مصر را تسخیر کرد. آن گاه یونان را تصرف و به طرف مغرب رهسپار شد و به سوی مشرق رفته تا اقصی نقطه مشرق پیش رفت

آری تاریخ برای هر قومی اهمیت حیاتی دارد، تاریخ خصوصیات اخلاقی و کارهای نیک و بد تفکرات گذشتگان را برای ما بازگو می کند و علل سقوط و سعادت کامیابی و ناکامی جامعه را در اعصار و قرون مختلف نشان می دهد و در حقیقت تاریخ گذشتگان آینده زندگی و روحی و معنوی جامعه های بشری و هشداری است برای آیندگان.

قرآن مجید دستور می دهد که مسلمانان در روی زمین به سیر و سیاحت بپردازند و آثار گذشتگان را در دل زمین یا در روی خاک به چشم خود ببینند و از مشاهده آن عبرت گیرند.

یکی از واژه هایی که در رابطه با گردشگری و جهانگری در قرآن مطرح شده است واژه سیاحت است لغت شناسان در توضیح آن چنین نوشته اند سائح به کسی گفته می شود که در زمین می چرخد و گردشگری می کند اصل این کلمه به معنای حرکت و رفتن مدام است و از این رو به انسان روزه دار سائح گفته می شود؛ زیرا در فرمانبری و اطاعت از خداوند و دوری گزیدن از خواسته های نفسانی در طول روز پی گیر و استوار است اصل یگانه در معنای این واژه حرکت و جریانی است که همراه با تدبر و تفکر باشد و به همین جهت است که به آب روان نیز سیح گفته می شود به خاطر اینکه آب جاری نرم و آرام راه را می گشاید و حرکت انسان ها آن گاه که بر اساس اندیشه و توجه وظیفه شناسایی باشد از همین مقوله است.[ ابوالقاسم یعقوبی، گردشگری در قرآن، فصلنامه شماره 14، زمستان 76، ص 65]

و آیه 112 سوره توبه اشاره به این مطلب دارد:

«التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المۆمنین ؛

مۆمنان همان توبه کاران عابد و ستایشگر روزه دار و رکوع گذاران سجده گذارند که امر به معروف و نهی از منکر می کنند و حافظان حدود خدایند و مۆمنان را بشارت بده»

در قرآن درباره مسئله گردشگری و هدف از گردشگری آیه های دیگری آمده است از جمله آیه 20 سوره عنکبوت «قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم لله ینشئ النشاة الاخرة ان الله علی کل شیء قدیر ؛ بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفریشن را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست» در این آیه مردم به سیر آفاقی در مسأله معاد دعوت می شوند. این آیه دستور به مطالعه حالات اقوام و موجودات دیگر می دهد تا حیات نخستین را در چهره های مختلف در شرایط کاملاً متفاوت ببینند و به عمومیت قدرت خدا آشنا شوند و به توانایی او بر اعاده این حیات پی ببرند.

آیه 122 سوره توبه می فرماید:

«و ما کان المۆمنون لینفروا کافة فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون ؛

مۆمنان همگی نتوانند سفر کنند از هر گروه ایشان دسته ای سفر نکنند تا در کار دین، دانش اندوزند و چون بازگشتند قوم خویش را بیم دهند شاید آنان بترسند»

این آیه برای آموختن علم و دانش است.

ج- آیاتی که به سیاحت و جهانگردی شماری از انسان ها برگزیده الهی اشاره می کند: ‍

حضرت ابراهیم

1-حضرت ابراهیم: تاریخ نویسان برای حضرت ابراهیم سه هجرت و مسافرت نقل کرده اند: الف- از زادگاهش بابل به سوی شام ب- از شام به مصر ج- برگشت از مصر به شام.

2- سفرهای فرزندان حضرت یعقوب:

الف- سفر از کنعان به مصر به اتفاق همه فرزندان به جز بنیامین.

ب- سفر به اتفاق و همراهی برادر یازدهمی به نام بنیامین

ج- فرزندان یعقوب به همراهی پدر برای دیدن یوسف.

3- موسی و خضر:

الف- نخستین سفر موسی از مصر به مدائن انجام گرفت و پیش از نبوت.

ب- دومین سفر موسی پس از ازدواج با دختر شعیب از مدائن به سوی مصر بود که در طی همین سفر به پیامبری رسید .

ج- سفر موسی همراه بنی اسرائیل به سوی بیت المقدس که به قدرت خداوند دریا شکافته شد و موسی و همراهیان از آن گذشتند و فرعونیان در کام امواج دریا فرو رفتند و این آیتی بود برای پندگیری آیندگان. د- چهارمین سفر سرنوشت ساز موسی که به گردشگری و جهانگری شباهت کامل دارد آن بود که موسی برای دیدار و ملاقات با بنده شایسته خداوند حضرت خضر به سوی مجمع البحرین حرکت کرد.[ ابوالقاسم یعقوبی، گردشگری در قرآن، فلصنامه شماره 14، زمستان 76، ص 71تا78]

4- ذوالقرنین:

 علامه می گوید که ذوالقرنین همان کوروش یکی از پادشاهان هخامنشی در فارس است که 560-539 پیش از میلاد می زیسته و او بوده که امپراطوری ایران را تأسیس کرد و میان دو مملکت فارس و ماد را جمع کرد و بابل را مسخر کرد و با یهود اجازه مراجعت از بابل به اورشلیم را صادر کرد و در بنای هیکل کمکها کرده و مصر را تسخیر کرد. آن گاه یونان را تصرف و به طرف مغرب رهسپار شد و به سوی مشرق رفته تا اقصی نقطه مشرق پیش رفت.[ علی اکبر کلانتری، فقه و صنعت جهانگری، فصلنامه شماره 14، زمستان 76، ص 78]

«قد خلت من قبلکم سنن سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین ؛ پیش از شما مللی بودند و رفتند، در اطراف زمین گردش کنید و ببینید که آنان که وعده های خدا را تکذیب کردند چگونه هلاک شدند» در این آیه کلمه سنن جمع سنت است که به معنای طریقت و روشی است که باید در مجتمع سیر شود، و این که امر فرموده در زمین سیر کنند برای این است که از سرگذشت امتهای گذشته عبرت بگیرند

ذوالقرنین جهانگردی صاحب هنر و دیندار هدف دار بود و با عنایت و مدد خداوندی از وسیله سریع السیر و شتابنده ای برخوردار بوده که دشت هامون و کوه و کویر را درمی نوردیده و با این وسیله زمین پیما به شرق و غرب جهان آن روزگار گام نهاده است و زندگی پر تحرک و پر کاری داشته که گردشگری و سیر و سفر جزء اساسی و بنیادی آن را تشکیل داده است. در سفر به غرب منظره غروب خورشید در میان دریا او را به یاد کارگاه ذوب فلزات انداخته و همین نکته می رساند که او را هنرمندان و مهندسان زمان خویش بوده وقتی سفر خود را به غرب پایان داد سپس عزم شرق کرد.

در این مسیر راه پیمود تا به خواستگاه خورشید رسید در این بخش از سفر به مردمی برخورد که در سطحی پایین تر از لحاظ فرهنگی می زیستند با پوشش اندکی که بدن آنها را در برابر آفتاب نمی پوشانید زندگی می کردند خانه و مسکن نداشتند و از امکانات نخستین زندگی محروم بودند و به این منوال زندگی می گذراندند.

ذوالقرنین از شخصیت های بوده که با عقل و درایت و مدیریت شایسته و بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، بهترین و پیشرفته ترین استفاده ها را کرده و به سیر و سیاحت و گردشگری و جهانگری گام های سودمند و سازنده ای در رفع محرومیت ها و دفع جنایتهای جامعه خویش برداشته است.[ ابوالقاسم یعقوبی، گردشگری در قرآن، همان، ص 65]

5- حضرت عیسی  :

مصداق کامل و روشنی از گردشگران و جهانگردان دنیا به شمار میرود. امام صادق علی السلام درباره این ویژگی حضرت عیسی می فرمایند: گردش کردن و مسافرت در بین شهرها و آبادیها جزء شریعت حضرت عیسی به شمار رفته است.[ علی اکبر کلانتری، فقه و صنعت جهانگردی، همان]




موضوع :
مباحث دینی ,